close
تبلیغات در اینترنت
سوژه

مهندسی صنایع90
  کاندیدا رأی آورد تابلو، نقاش را ثروتمند کرد شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد کارگردان جایزه ها را درو کرد و هنوز سر همان چهار راه واکس می زند   کودکی که همیشه بهترین "سوژه" است...!!!    
           


    
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
تبلیغات
گالری عکس
نظر سنجی
لینک های مفید

 

کاندیدا رأی آورد


تابلو، نقاش را ثروتمند کرد


شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد


کارگردان جایزه ها را درو کرد


و هنوز سر همان چهار راه واکس می زند

 

کودکی که همیشه بهترین "سوژه" است...!!!

 

 



بازدید (17)

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 18

[ چهار شنبه 07 / 01 / 1392 ] [ 18:59 ] [ نعیمه طباطبایی ]
نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
این نظر توسط aramesh در تاریخ 1392/1/11 و 22:11 دقیقه ارسال شده است

زندگی رود روان است روان می گذرد
هرچه تقدیر من و توست همان می گذرد

قشنگ بود ولی افسوس که کاری نمیشه کرد... شکلک
پاسخ : مرسی گلی

این نظر توسط s.jalal در تاریخ 1392/1/10 و 10:11 دقیقه ارسال شده است

حالا هرکی حوصله داره بیاد جلو...شکلکشکلک
شايد به جرات بتوان چارلي چاپلين را بزرگ ترين کمدين سينماي جهان ناميد. او در سال 1889 در خانواده اي فقير در لندن به دنيا آمد. در آن سال ها اگثر کساني که بازيگر تئاتر بودند افراد فقير جامعه انگليس را تشکيل مي دادند. خانواده چاپلين هم همگي از اهالي تئاتر بودند و زندگي حرفه‌اي او از كودكي در صحنه‌ تئاترهاي لندن تا زمان مرگش بيش از 70 سال ادامه داشت.دوران كودكي او در فقر و تنهايي سپري شد چون كه در دو سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند . پدرش چند سال بعد مرد و مادرش كه از بازيگران پر کار در تئاتر زمان خود بود، در اثر بيماري هنجره چاره‌اي جز رها کردن تئاتر نداشت. چارلي در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت.مادر او خياطي را در پيش گرفت تا مخارج زندگي چارلي و پسر ديگرش سيدني را تأمين كند. چارلي در يازده سالگي به همراه برادرش بازيگري را به طور حرفه اي آغاز کرد اما سيدني چند سال بعد براي پيوستن به نيروي دريايي آنها را ترك كرد. چارلي براي مراقبت از مادرش كه دچار بيماري روحي شديدي شده بود و از آنجايي که نمي خواست ديگران از وضعيت مادرش مطلع شوند درس را رها کرد و براي اين که از پس مخارج سنگين زندگي در لندن بر آيد به همراه مادرش به منطقه اي فقير نشين در لندن رفت. ولي طولي نکشيد که همه از وضعيت روحي مادر چارلي مطلع شدند و او را در بيمارستان بستري کردند که اين بستري شدن حدود سي سال به طول انجاميد. چاپلين در هفده سالگي به عنوان دلقك ،به يک گروه طنز پيوست و به همراه آنها براي اولين بار در سال 1910به آمريکا رفت و در شهرهاي مختلف به اجراي نمايش چرداخت.


«استن لورل» کمدين معروف کمدي هاي «لرل هاردي» با چاپلين هم بازي بود. استن لورل به انگلستان برگشت اما چاپلين در آمريكا ماند. پيشرفت او در آمريکا تا آنجا بود که پس از سه سال وارد هاليوود شد. او در اولين فيلم هايي که بازي کرد توجه زيادي را معطوف خود نساخت تا اين كه خيلي اتفاقي تركيبي از شلوارهاي گشاد و كفش هاي بزرگ، كت تنگ و كلاه لبه‌دار را امتحان كرد كه به نظرش عالي رسيد و تبديل به همان شخصيت دوست داشتني شد كه همه مي‌شناسند و با آن به اوج شهرت رسيد. . تصويري كه امروز از چاپلين در يادها مانده، محصول همين دوره است .
او در سال 1918 استوديوي اختصاصي و كمپاني توليد فيلم خودش را در هاليوود راه‌اندازي كرد و در آن زيباترين صحنه‌ها را خلق و از خود به يادگار گذاشت.
آوراگي و دربدري كه چاپلين هنگام كودكي تجربه كرده بود مايه اصلي فيلم هاي اجتماعي او را تشكيل مي‌داد. او در سن كم علاوه بر اين كه زندگي در نوانخانه‌ها را تجربه كرده بود، بارها مجبور شد كنار خيابان بخوابد و در زباله ها به دنبال غذا بگردد.
زندگي افرادي مثل چاپلين، امروزه سوژه فعاليت بسياري از دانشمندان علوم اجتماعي و روانشناسان است. آنها معتقدند افرادي که در کودکي زندگي همانند زندگي چاپلين دارن در بزرگسالي وضعيت مشابهي به او پيدا مي کنند يعني در حالي كه بعضي از آنها در آينده قشر آسيب‌پذير جامعه را تشكيل مي‌دهند، برخي ديگر از اين بچه‌ها مثل چاپلين زيرك و مبتكر مي‌شوند. لازم است بدانيد با اين که چاپلين در زندگي حرفه اي اش روز به روز در حال ترقي بود ولي زندگي خانوادگي اش دستخوش ناملايمات و شکست هاي مختلف قرار گرفت.
دو ازدواج نخست او با دو بازيگر به جدايي ختم شد و در ازدواج که با يکي از بازيگران فيلم «عصر جديد» بود پس از مشهور شدن هر دو طرف اين ازدواج نيز به جدايي منتهي گشت. اما هيچ چيزي به جز مرگ نتوانست ازدواج چهارم او را با شکست مواجه کند. چاپلين از همسر چهارمش هشت فرزند داشت. يكي از آنها «جرالدين چاپلين» است كه حرفه پدرش را در پيش گرفت.
چارلي را به سبب همدردي با فقرا و محرومان جامعه در آمريکا با محدوديت هايي مواجه بود.
فيلمهاي چاپلين مضموني آميخته با اندوه و انتقادات جسورانه و عشق به انسانيت داشت . در حال حاضر كمتر كسي در كره خاكي يافت مي شود كه نام اين هنرمند بي مثال سينما را نشنيده باشد.شکلک
پاسخ : اولین بار بود که یه متن رو کامل خوندم
جالب بود ممنون...

این نظر توسط شهاب در تاریخ 1392/1/9 و 21:48 دقیقه ارسال شده است

قهوه را

تلخ دوست دارم...

مزه ي زندگي مي دهد

دلچسب،... داغ..... و راستی تلخ ..!

شکلکشکلکشکلکقشنگ بود.
پاسخ : مرسی از نظرتون

این نظر توسط jafarzadeh در تاریخ 1392/1/7 و 23:52 دقیقه ارسال شده است


عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم .
همان يك لحظه اول،
كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان
جهان را با همه زيبايي و زشتي،
به روي يكدگر، ويرانه ميكردم.
****
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
كه در همسايه صدها گرسنه ،چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم
نخستين نعره مستانه را خاموش آن دم ،
بر لب پيمانه ميكردم .
***
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
كه مي ديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين
زمين و آسمان را
واژگون مستانه ميكردم
***
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
نه طاعت ميپذيرفتم
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده
پاره پاره در كف زاهد نمايان ،
سبحه صد دانه ميكردم
***
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
نه طاعت مي پذيرفتم ،
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگر ها تيز كرده ،
پاره پاره در كف زاهد نمايان ،
سبحه صد دانه مي كرد
***
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان
هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو،
آواره و ديوانه ميكردم.
***
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان
سراپاي وجود بي وفا معشوق را، پروانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
بعرش كبريايي، با همه صبر خدايي
تا كه ميديدم عزيز نابجايي، ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد
گردش اين چرخ را وارونه ،
بي صبرانه ميكردم
***
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
كه ميديدم مشوش عارف و عامي
ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش
بجز انديشه عشق و وفا ، معدوم هر فكري
در اين دنياي پر افسانه ميكردم
***
عجب صبري خدا دارد !
چرا من جاي او باشم
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و
تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من بجاي او چو بودم
يكنفس كي عادلانه سازشي ،
با جاهل و فرزانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !

وقتی پستتو دیدم یاد این شعر افتادم
مرسی تلخ بود و واقعیتی محض هست و همیشه هم بوده و هستشکلک
پاسخ : واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند

چون به خلوت میروند ان کار دیگر میکنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند.....

ممنون خیلی قشنگ بود.

این نظر توسط majid در تاریخ 1392/1/7 و 20:33 دقیقه ارسال شده است

واقعیت تلخی بود..شکلک
شکلک شکلک
پاسخ : ممنون از نظرتون
بله ولی چی کار میشه کرد.....


تعداد کل صفحات :

تبلیغات
ورود
آمار سایت
بازديدهای امروز : 40 بازدید
بازديدهای ديروز : 6 بازدید
بازديدهای این هفته : 50 بازدید
بازدید این ماه : 551 بازدید
بازدید سال : 1,043 بازدید
كل بازديدها : 217,157 بازدید
كل کاربران : 99 عدد
كل مطالب : 960 عدد
كل نظرات : 1625 عدد
امروز : چهارشنبه 31 مرداد 1397