close
تبلیغات در اینترنت
آخه من یه دخترم!!!

مهندسی صنایع90
 مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. من کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادی شده بود که در نقاشی‌هایم هم متوجه نقص عضو او نمی‌شدم و همیشه او را با دو چشم نقاشی می‌کردم. فقط در اتوبوس یا خیابان وقتی بچه‌ها و مادر…
           


    
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
تبلیغات
گالری عکس
نظر سنجی
لینک های مفید

داستان زیبای آخه من یک دخترم !!!

 مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. من کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادی شده بود که در نقاشی‌هایم هم متوجه نقص عضو او نمی‌شدم و همیشه او را با دو چشم نقاشی می‌کردم. فقط در اتوبوس یا خیابان وقتی بچه‌ها و مادر و پدرشان با تعجب به مامان نگاه می‌کردند و پدر و مادرها که سعی می‌کردند سوال بچه خود را به نحوی که مامان متوجه یا ناراحت نشود، جواب بدهند، متوجه این موضوع می‌شدم و گهگاه یادم می‌افتاد که مامان یک چشم ندارد

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :


بازدید (69)

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

[ جمعه 16 / 01 / 1392 ] [ 0:35 ] [ خانم جعفرزاده ]
نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
این نظر توسط aramesh در تاریخ 1392/1/18 و 0:53 دقیقه ارسال شده است

زن وقتیکه دوست بدارد...
غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد....
(آلفونس دوده)
زیبا بود...
شکلک

پاسخ : لبخند زن در دو موقع آسماني و فرشته مانند است. يكي هنگاميكه براي اولين بار با لبخند به معشوق ميگويد:
"دوستت دارم"
و ديگر هنگامي كه براي اولين بار به روي "نوزادش" لبخند ميزند.
ويكتور هوگو

مرسی از نظر قشنگت

این نظر توسط maloosak در تاریخ 1392/1/17 و 19:50 دقیقه ارسال شده است

چقد قشنگ. خیلی زیبابود عزیزمشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : چشمات زیبا میبینند ...
خیلی ممنون از نظرت...

این نظر توسط shahab در تاریخ 1392/1/17 و 0:49 دقیقه ارسال شده است


مهم نیست در چه سنی باشم


هر زمان چیز جدید یا عالی می بینم


دلم میخواهد فریاد بزنم ... " مامان بیا نگاه کن "

فوق العاده بود بازم از اینا بزارید. . ...
پاسخ : چه تاثیر دلنشینی دارد

" غصه نخور ، درست میشود " گفتن های مادر ،

اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد .

مرسی از نظرتون

این نظر توسط s.jalal در تاریخ 1392/1/16 و 19:45 دقیقه ارسال شده است

مادر!
دست‏ها برای از تو نوشتن می‏لرزند، کلمه‏ها می‏مانند برای از تو سروردنو
قلب تو، وسیع‏تر از حجم تمام دردها و رنج‏هاست؛ بلندتر از طول تمام غصه‏ها و شادی‏ها.
قلب تو، دنیا را در خودش جای می‏دهد و تکه‏ای است از بهشت که بوی پر جبرییل می‏دهد.
شانه‏هایت، تکیه‏گاه کبوتران صلح است و فرودگاه پرستوهای عاشق.
پنجره‏ها، وضوی صبح‏شان را با عطر صدای تو می‏گیرند و دیوارها، با لالایی دعای تو به خواب می‏روند.
زندگی، با مدیریت چشم‏های تو اداره می‏شود. تو، آسیاب رودخانه‏های پایان‏ناپذیر تلاش و کوششی.
کلمه‏ها، در آستانه نامت زانو زده‏اند و هرچه جمله تعجبی است، در برابر مقامت خم شده‏اند.
قلب تو ادامه کوه است در صلابت، ادامه باران است در صداقت، ادامه بهار است در صمیمیت، ادامه خورشید است در گرمی و ادامه مهتاب است در درخشش.
خداوند تمام دختر پسرا رو زیر سایه پدر مادرشون حفظ کنه
شکلک
پاسخ : بعضی وقتا دروغ خوبه !
به مادر کم طاقت باید دروغ گفت :
باید بهش بگی حالم خوبه
غذا خوبه
هوا خوبه
دلمون خوشه
وقتی مادر خوب باشه یعنی همه چیز خوبه …
الهی...

این نظر توسط majid در تاریخ 1392/1/16 و 14:50 دقیقه ارسال شده است

فوق العاده ترین نمونه ای از عشق در زندگی من

“وقتی که ۴ سیب داشتیم و ما ۵ نفر بودیم

مادرم گفت:

“من سیب دوست ندارم”

(بوعلی سینا)
شکلکشکلکشکلک
شکلک
پاسخ : .روسریت را بردار تا ببینم بر شب موهایت

چند زمستان برف نشسته است،

تا من به بهار رسیده ام ...

مــــــــــــــــادر


این نظر توسط nafas در تاریخ 1392/1/16 و 13:46 دقیقه ارسال شده است

مرا دختر خانوم مینامند

مضمونی که جذابیتش نفس گیر است

دنیای دخترانه من نه با شمع نه با عروسک

معنا پیدا نمیکند ونه با اشک و افسون

اما تمام اینها را در بر میگیرد

من نه ضعیفم نه ناتوان

چرا که خداوند مرا بدون خشونت

و زور و بازو میپسندد

اشک ریختن ضعف من نیست قدرت روح من است

شکلکشکلکشکلک قشنگ بود
پاسخ : در اولین صبح عروسی زن و شوهر توافق کردند که در را بروی هیچ کس باز نکنند . ابتدا پدر و مادر پسر آمدند

زن و شوهر نگاهی به هم انداختند اما چون از قبل توافق کرده بودند هیچ کدام در را باز نکرد .

ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند . زن و شوهر نگاهی به هم انداختند اشک در چشمان زن جمع شده بود و

در این حال گفت نمی توانم ببینم پدر و مادرم پشت در باشند و در را برویشان باز نکنم شوهر چیزی نگفت و

در را برویشان گشود .

اما این موضوع را پیش خود نگه داشت .سالها گذشت خداوند به آنها چهار فرزند پسر داد و پنجمین فرزندشان

دختر بود برای تولد این فرزند پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند قربانی کرد و مهمانی مفصلی داد .

مردم متعجب از او پرسیدند علت این همه مهمانی دادن و شادی چیست ؟ مرد بسادگی جواب داد

چون این همان کسی است که در را برویم باز می کند !!!!!!

مرسی از نظرت نفس جان


تعداد کل صفحات :

تبلیغات
ورود
آمار سایت
بازديدهای امروز : 18 بازدید
بازديدهای ديروز : 6 بازدید
بازديدهای این هفته : 28 بازدید
بازدید این ماه : 529 بازدید
بازدید سال : 1,021 بازدید
كل بازديدها : 217,135 بازدید
كل کاربران : 99 عدد
كل مطالب : 960 عدد
كل نظرات : 1625 عدد
امروز : چهارشنبه 31 مرداد 1397